از كدوم روز، از كدوم شب، از كدوم قلـّه رسیدی؟
كه با اعجاز ِ حضورت، من ُ از نو آفریدی!
بی تو روشن بودم اما، مثل ِ فانوس توی آفتاب!
سست ُ خالی مثل ِ نقش ِ سایه یی افتاده بر آب!
تو شروعی تازه بودی، روزنی رو به ترانه!
فصل ِ آغاز ِ ظهور ِ واژه های عاشقانه!
من زمین خورده ام! ای عشق! وقتِ جنگ ِ تن به تن نیست!
این شكست ُ می پذیرم، من ِ من شبیه ِ من نیست!
فصل ِ معراج ِ شكوفه! فصل ِ رستاخیز ِ جنگل!
من ُ از خزون رها كن! من ُ تازه كن از اوّل!
از كدوم باغ، از كدوم شهر، از كدوم جاده رسیدی؟
كه با گوشه ی نگاهت، من ُ از نو آفریدی!
برای كشف ِ سكوتت، تا كجا باید سفر كرد؟
واسه خوندن از تو باید، چن تا حنجره خبر كرد؟
باید از كدوم پرستو، راه ِ چشم ِ تو ر ُ پرسید؟
با كدوم معجزه می شه تو رُ از خود ِ تو دزدید؟
.: مهناز متقی دستجردی :.

