تبليغاتX
وبلاگ شخصی مهناز متقی دستجردی


دیدن تمام دنیا توی عکس یادگاری

اونجا که برای گریه ،ای ترانه کم می یاری

 

اونجا که نبض سرودن نبض خاطرات دور

تو نمودی تا ببینی لحظه هام چه سوت و کور

 

خواهرم توی نگات اون همه ستاره داشتی

ولی مارو تک و تنها تو سیاهی جا گذاشتی

 

تو طنین هر ترانه تو کنارمی همیشه

اما جای خالی تو با ترانه پر نمی شه

 

دل رو زدی به شعله ها بانوی آزادی و نور

جنگل سبز قصمون جنگل بی خطر نبود

 

رفتی از رفتن تو گنبد فیروزه شکست

سفره ی هفت سین بهار از خونمون بارشو بست

 

زخمی کدوم خزونی، ای گل گلوله خورده

که توی شب نگاهت این همه ستاره مرده

 

زخمی کدوم خزونی، ای ستاره جنوبی

برای من تا همیشه تو طلوع هر غروبی

 

داداشی توی نگات اون همه ستاره داشتی

ولی مارو تک و تنها تو سیاهی جا گذاشتی

 

تو هجوم تیر و فریاد فکر یک دریچه بودی

غزل آخر عشق و اونور ابرا سرودی

 

رفتی از رفتن تو گنبد فیروزه شکست

سفره ی هفت سین بهار از خونمون بارشو بست

 

دل رو زدی به شعله ها بانوی آزادی و نور

جنگل سبز قصمون جنگل بی خطر نبود

 

 

 

حجم خالی سکوتم با ترانه پر نمیشه

خلوتم با خاطرتت عاشقانه پر نمیشه

 

تو نگاه آیینه گم شد همه بود و نبودم

همه ترانه هایی که برای تو سرودم

 

عاشقه رنگه صداتم ولی چشمام پر درده

باغچه دلتنگی من باغی از گلهای زرده

 

اما وقتی تو نباشی موندنم فقط بهونست

هم صدا با بی پناهی غزلهای عاشقونست

 

میرمو رو تنه جاده پای من میمونه

جای پای عابری که مقصدشو نمیدونه



+ نوشته شده توسط مهناز متقی دستجردی در و ساعت |