تبليغاتX
وبلاگ شخصی مهناز متقی دستجردی
 

  یه کاری کن دلم دوباره از تو زیر و رو شه
  دوباره با تو و یه حس تازه رو به روشه

  یه کاری کن که خونمون بهونتو بگیره
  سر یه شب نبودنت ، يه زندگی بمیره

  منو ببر به خاطرات خوب نیمه کارم
  منو ببر که عاشق یه فرصت دوبارم

  بذار کسی که می دونی برات مرده همیشه
  دوباره با تو عاشق یه لحظه زندگی شه

  بسه ، خستم ، اگه می بینی چشامو بستم
  اگه دارم تو رو می پرستم ، می خوام ببینی پای تو هستم


  برای زندگی کنار تو بهونه می خوام
  اگه هنوزم عاشقی بگو نشونه می خوام

  بذار دوباره شونه ی تو تکیه گاه من شه
  بذار دوباره خونه غرق این یکی شدن شه


  برای زندگی کنار تو بهونه می خوام
  اگه هنوزم عاشقی بگو نشونه می خوام

  بذار دوباره شونه ی تو تکیه گاه من شه
  بذار دوباره خونه غرق این یکی شدن شه



  این زندگی با تو زیباترم می شه
  تو عاشقم بودی ، من باورم می شه

  با تو دلم غرق یک بچگی می شه
  من آخر رویام ، این زندگی می شه

  من با تو فهمیدم زیبایی ام خوبه
  یک عاشق مغرور رویایی ام خوبه

  من با تو فهمیدم دل بستگی بد نیست
  گاهی به یک آغوش ، وابستگی بد نیست

  وقتی تو این جایی ، دنیا همین خونه هست
  حالا بگو تو بازم این زن یه دیوونه هست

  وقتی تو این جایی حواترین می شم
  عاشق ترین آدم روی زمین می شم

+ نوشته شده توسط مهناز متقی دستجردی در و ساعت |
 

 قصه که تموم میشه
 وقت بیدار شدنه
 آخر خوش باوری
 اول شکستنه

 شب افسانه گذشت
 رویا به انتها رسید
 دختر شاه پریون
 از خواب قصه ها پرید
 دید نه از کفش بلوری
 اثری مانده براش
 نه رو سرش تاح گله
 نه فرش مخمل زیر پاش
 هرچی نگاه کرد طفلکی
 دور و برش هیچی ندید
 نه قلعه و قصر طلا
 نه جاده و اسب سفید

 یه بیابون روبرو
 یه خرابه پشت سر
 پری ناز بینوا
 شد غریب و در به در
 از بخت و اقبال سیاه
 گذر اون پاره ماه
 افتاد به شهر آدما
 بین ما میون ما

قصه که تموم میشه
وقت بیدار شدنه
آخر خوش باوری
اول شکستنه

 تو شهر ما جای بهار
 بارون و برف و گرگ میاد
 پشت شب یلدای ما
 هفت چله بزرگ میاد

 این دور و بر هیچ خبری
 از عاشق دلخسته نیست
 قصه ما حقیقته
 افسانه سربسته نیست

+ نوشته شده توسط مهناز متقی دستجردی در و ساعت |