تو را بايد از دور ديد
از دور دست کشيد روهاي موهات
نوازش کرد، بوسيد
با تو بايد از دور همآغوش شد،
مبادا که بند دل بگيرد به خط نگات
مبادا که دل گير کند پيش چشمهات.
چشمهاي غريبه
آن دو روزن عميق روشن
مانند درياچه تخت سليمان
به اعماق زمين راه ميبرد
قلبش
حقيقتي ازلي را ميطپد
و قدمهايش
در لجنزار
اثبات وجود پاكي است و خلوص
قدرتش مهر بي پايان به هرآنچه هست
و تماميتش سرود ناتمامي زندگي
.: مهناز متقی دستجردی ( اصفهان - سه راه سیمین) :.


