ببار بارون , ببار بارون دلم از زندگی خونه
دیگه هرجای این دنیا برام مثل یه زندونه
ببار بارون که دلگیرم ببار بارون که غمگینم
خرابه حال من امشب دارم از غصه می میرم
ببار ای ننم بارون ببار امشب دلم خسته اس
ببار امشب دلم تنگه همه درها به روم بست اس
ببار ای ابر بارونی ببار گونمو تر کن
مث بغض دل ابرا ببار این بغض رو پرپر کن
نه دستی از سر یاری پناه خستگی هام شد
نه پرواز هم آوازی غرور خلوت ما شد
نه دلگرمی به رویای که من هم بغض بارونم
نه امیدی به فردای که از فردا گوریزونم...
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
کجایی که ببینی من هنوزم دارم تو حسرت چشات می سوزم
روز و شب دنبال یه راه چارهام که بازم پامو تو قلبت بذارم
همش کلافمو تو فکر اینم که هرجوری شده تو رو ببینم
ببینم که بهت بگم ببخشید دلم حرف تو رو هیچ وقت نفهمید
یه وقتایی میام کنار خونه همون وقتایی که دارم بهونه
یه چند وقت بهونتو می گیرم حالم خرابه و دارم میمیرم
غریبه ها نتونستن بفهمن یه ذره از دلو از حرفای من
پشیمونی مثل غصه میمونه تموم خنده ها تو می سوزونه
پشیمونم، پشیمونم، پشیمون
پشیمونم برات مغرور بودم
تو بودی و ولی با تو نبودم
تو بودی و من از تو دور بودم
کسی جاتو نمیتونه بگیره برای گفتن این حرفا دیره
میدونم که دیگه دوسم نداری ولی تو توی قلبم موندگاری
کسی جاتو نمیتونه بگیره برای گفتن این حرفا دیره
میدونم دیره و دیگه تمومه ولی چی کار کنم که آرزومه
دوباره تو بشی چراغ خونم، منم پیشت باشم دردت به جونم
میدونم دیره و دیگه تمومه ولی چی کار کنم که آرزومه
یه وقتایی میام کنار خونه همون وقتایی که دارم بهونه
یه چند وقت بهونتو می گیرم حالم خرابه و دارم میمیرم...
.: مهناز متقی دستجردی :.

