شب از تو گفتنه ترانه هام دلتنگه
پیش چشمای نجیبت همه چی بی رنگه
وقتی گل واژه خنده میشینه روی لبات
وقت دل دادن شیشه به صدای سنگه
توی این قحطی واژه خود آوازی
توی کوچه صدا هم قدم هر سازی
تو حریق عاطفه ترنم بارونی
قصری از شعرو ترانه با نگات میسازی
من و تو عابر این شبای بی بارونیم
پشت دیوارهای سنگی عمریه پنهونیم
شب چشماتو تموم کن دست خستمو بگیر
بیا فریاد بکشیم خسته از این زندونیم....
.: مهناز متقی دستجردی :.


