دیوونه بازی در نیار بهونه دست من نده
شوق غرور مو نکش دل به شکست من نده
پشت سر سادگیا با اینو اون حر فی نزن
و گر نه به خدا قسم دیگه نه تو دیگه نه من
اگه لج و لج بازیه من از حالا برنده ام
قفس کدومه غم چیه پر نزده پرنده ام
پاش که بیفته حتی من غرور سنگو می شکنم
دیوونه گی م گل می کنه قید این عشقو می زنم
اینهمه مردیم واسه تو یه باز نشد که تب کنی
فقط می خواستی کاسه ی صبرمو لب به لب کنی
مرا بر ململ چشمت بیاویز
که من قندیل معبد های دردم
از این راه پر از هجر و مصیبت
قسم خوردم که دیگر بر نگردم
دلم مثل یه دیوار شکسته
خرابه پیش طوفان نگاهت
تو جنگ نابرابر با دل من
منم مغلوب چشمون سیاهت
بزار تا از خمار چشم آهوت
دل شیدای من باز بشه مست
بزار مرهم عشقو روی قلبم
که گنج سخت غربت درد کهنست
به روی شونه های مهربونت
سر دلتنگی هامو سایبون باش
برای این سر سودایی من
بیا آواز آهنگ جنون باش
بیا آواز آهنگ جنون باش...
.: مهناز متقی دستجردی :. اصفهان - خیابان قائمیه


