ای ابر مرد مشرقی ای کوه
ای نگهبان قدسی خورشيد
روشنایی آتش زرتشت
يادگار صداقت جمشيد
ناجی سربلندی انسان
ای تو پيغمبر ، ای اهورایی
ای برای تو اين هيولاها
همه كوكی همه مقوایی
با كتاب ترانه های من
نه قصيده ، غزل لباس توست
مرد اسطوره ای شعر من
مخمل قلب من لباس توست
با كتاب پدربزرگ من
قصهء رويش تباهء هاست
قصهء امتداد شب تا شب
قصهء ممتد سياهی هاست
دفتر كهنهء پدر اما
پر سوال و گلايه و ترديد
حرف اگر هست ، حرف تنهایی
حرف آيا و وحشت و ترديد
با پدر ، آرزوی باغی بود
روی خاكی كه شكل مردن داشت
بس كه تن تشنه بود خاك من
پدرم شوق جان سپردن داشت
با من اما سبد سبد ميوه
از درخت غرور باغستان
كوزه كوزه زلال نور و عشق
برای قلب تشنهء انسان
مشرقی مرد پاسدار شرق
معنی جاودانهء اعجاز
خاك اگر خنده كرد و گندم داد
از تو بود ای بزرگ باران ساز
ای رسول بزرگ رستاخيز
دست حق بهترين سلاح توست
فاتح پاك در زمان جاری
رخش تاريخ ذوالجلال توست...
.: مهناز متقی دستجردی :.


