تو مث یه قصه هستی که پر از نور ِ و آهنگ
یا مث یه نقاشی که پر ِ از ترانه س و رنگ
تو مث یه باغ می مونی که پر ِ درخت سبزه
یا مث یه سیب سرخ که پر ِ از شعره و مزه
تو مث نبض ترانه پر ِ حرفی واسه گفتن
تویی که پر از صدایی واسه تا ابد شنفتن
تو مث ابری می مونی که محبت رو می باره
تو مث یه آسمونی تو شبای پر ستاره
تویی که یه دریا هستی پر سخاوت تا همیشه
عشق تو تو خاک قلبم کرده خونه زده ریشه
--------------------------------------------------------------
اگه این سیلاب اشک امون بده
قصه رو برات تا آخر می خونم
رفتی از خونه ی قلب من چرا
تو بگو دلیلش تا بدونم
توی یکی از کوچه های شهر پیر
من تو همدل و هم قدم شدیم
توی بوسه گاه عشق بی نظیر
گاهی از مرزش زیاد و کم شدیم
اما تا نهال عشق اومد کمی جون بگیره
تو لب خندون داس بوسه دادی به تنش
حال این عکس قدیمی تو
که داره شعله می گیره بدنش
.: مهناز متقی دستجردی :.


