يه گل هزار تا گلدون ! يه غزل صد تا غزلخون
توي سرسراي آواز اين همه حنجره مهمون
بيا از آينه رد شيم ‚ بيا پرواز رو بلد شيم
بيا بارون رو بفهميم ! حريف اين شب بد شيم
بيا تا آخر فرياد ! بيا تا طلوع شن باد
بيا تا يه ريتم تازه ! بيا تا ترانه ي شاد
بيا تا تكرار جنون ! بيا تا يخ بستن خون
بيا تا بن بست نفس ! بيا تا سقف بي ستون
بيا ! بيا ! تا وابشن پلكاي مات پنجره
مي خوام تو رو داد بزنم تا سرطان حنجره
بيا تا دوباره ديدن ! تا سر قله دويدن
نوبت خوندن نور ‚ ديگه بسه اين شنيدن
بيا تا رقص دوباره ! بيا تا مرز ستاره
بيا تا چشمه ي خورشيد ! بيا تا گليم پاره
بيا تا ضيافت من ! بيا تا اوج شكفتن
وعده ي آخر بوسه اونور حصار پيرهن
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
روشنك سياپوش ! همدم ناشناسم
از اين شب هيولا با تو نمي هراسم
روشنك سياپوش ! با تو هميشه نابم
با تو به من شبيهم اين من بي نقابم
روشنك سياپوش ! شهرزاد قصه سازم
بي تو چه بي پناهم ‚ با تو چه بي نيازم
روشنك سياپوش ! اي غزل معما
چن تا ستاره كم بود تو شام آخر ما ؟
آخرين شمع ضيافت ! لحظه هاي بي شكايت
خواب بي بختك آخر ‚ زنگ ناباور ساعت
روشنك سياپوش ! بي تو دووم ندارم
ببين كه بي حضورت خورشيد رو كم ميارم
روشنك سياپوش ! نرو به سمت دريا
هنوز ترانه داريم براي فتح رويا
روشنك سياپوش ! خاتون تيره بختم
تو اين كوير تب دار ‚ من آخرين درختم
دست غزل به همراهت روشنك سياپوش
حسرت ممتدم شد ‚ عطر نجيب آغوش
تقدیم به خانم مهناز متقی دستجردی (اصفهان) ![]()


