کبوتر خیس میشه بالت , زیرِ بارون
میشَنوی برای حالت , گریه کرده , حتی ناودون
زیر چتر برگ پاییز درختا
توی سرما
بالتو میشکنه کولاک
پَر تو میافته رو خاک
رو زمین خیسُ نمناک دل میشینه رو پَر پاک
کبوتر دلواپَسم من , عاشقم فریادرَسم من
کبوتر دلواپَسم من , عاشقم فریادرَسم من
کبوتر منم یه روزی , پَر کشیدم
قدرمُ معشوق ندونست دل شکسته دل بریدم
زیر باغِ دردُ , سایه بون غم ها
من تنها , زندگیم شد مثل کولاک
وقت خوش تو بستر خاک
چشم من همیشه نمناک
قفس دل سینه ی پاک
کبوتر دلواپَسم من , عاشقم فریادرَسم من
کبوتر دلواپَسم من , عاشقم فریادرَسم من
یه آشیونه ساختم با پَرای گل مریم
روی گلبرگ ها نوشتم می خوامت قدر یه عالم
گریه کردم قدر بارون
اشک من شد اشک ناودون
کبوتر رفتی از ایوون
چه شبیه بود سرنوشت هر دوتامون
کبوتر دلواپَسم من , عاشقم فریادرَسم من
کبوتر دلواپَسم من , عاشقم فریادرَسم من
تقدم به خانم مهناز متقی دستجردی![]()


