تبليغاتX
وبلاگ شخصی مهناز متقی دستجردی

کبوتر خیس میشه بالت , زیرِ بارون

میشَنوی برای حالت , گریه کرده , حتی ناودون

 

زیر چتر برگ پاییز درختا

توی سرما

 

بالتو میشکنه کولاک

پَر تو میافته رو خاک

رو زمین خیسُ نمناک دل میشینه رو پَر پاک

 

کبوتر دلواپَسم من , عاشقم فریادرَسم من

کبوتر دلواپَسم من , عاشقم فریادرَسم من

 

کبوتر منم یه روزی , پَر کشیدم

قدرمُ معشوق ندونست دل شکسته دل بریدم

 

زیر باغِ دردُ , سایه بون غم ها

من تنها , زندگیم شد مثل کولاک

 

وقت خوش تو بستر خاک

چشم من همیشه نمناک

قفس دل سینه ی پاک

 

کبوتر دلواپَسم من , عاشقم فریادرَسم من

کبوتر دلواپَسم من , عاشقم فریادرَسم من

 

یه آشیونه ساختم با پَرای گل مریم

روی گلبرگ ها نوشتم می خوامت قدر یه عالم

 

گریه کردم قدر بارون

اشک من شد اشک ناودون

کبوتر رفتی از ایوون

چه شبیه بود سرنوشت هر دوتامون

 

کبوتر دلواپَسم من , عاشقم فریادرَسم من

کبوتر دلواپَسم من , عاشقم فریادرَسم من

 

تقدم به خانم مهناز متقی دستجردی

+ نوشته شده توسط مهناز متقی دستجردی در و ساعت |

دلخوش کدوم شب شهریوری

وقتی پاییز توی راهه خوب من

دیگه هیچ مسافری تو جاده نیست

آخه شب خیلی سیاهه خوب من

دلخوش لبخند آسمون نباش

همه شبای ما بارونین

همه ستاره های عشقمون

پشت ابرای سیا زندونین

دلخوش کدوم هوای تازه ای

وقتی که دیگه نفس تو سینه نیست

دیگه تو چشم خودت نگا نکن

وقتی هیچ تصویری تو آیینه نیست

همه دلخوشیا زودگذرن

همه غصه های ما موندنی

عمر شادیهای ما رفته به باد

همه ثانیه ها سوزوندنی

بگو تو فکر کدوم خاطره ای

که هنوز به خاطرش دلت خوشه

حالا که فصل جدایی اومده

داره آینده مارو می کشه

بگو تو فکر کدوم خاطره ای

که هنوز به خاطرش دلت خوشه

دیگه هیچ مسافری تو جاده نیست

حالا که فصل جدایی اومده

داره آینده مارو می کشه

تقدیم به خانم مهناز متقی دستجردی

+ نوشته شده توسط مهناز متقی دستجردی در و ساعت |