تبليغاتX
وبلاگ شخصی مهناز متقی دستجردی
پیش خودم دل بستمو
بهش نگفتم حرفمو

حتی نگاه عاشقش
باز نشکست طلسممو

خواستم بگم هرچی که هست
مهر سکوتم نشکست

بغش گلومو باز گرفت
من کم شدم اون ننشست

راستش زبونم بند اومد
وقفه تو اوج سایه کرد

رفت و خلا منو گرفت
من موندم و سکوت درد

هرچی تو فکرم بود، نبود
خالی شدم از کلمه

خواستم که راحتم کنه
خسته شدم یه عالمه

شاید یه لحظه ای دیگه
فرصت عاشقی بشه

دوباره یک شانس دیگه
شانس شقایقی باشه

شاید یه جا یه فرصتی
لحظه مجالمون بده

گفتنی رو باید بگم
گریه اگه اموووون بده

تقدیم به مهناز عزیزم
+ نوشته شده توسط مهناز متقی دستجردی در و ساعت |
يه نفر هست كه تو دستاش گـُل ِ نيلوفرِ بوداس!
يه نفر هست كه سكوتش واسه من مثل ِ معماس!
اونكه پاهاش رو زمينه، روي شونه ش دو تا باله!
اون فرشته اي كه عشقش، مثل ِ رؤياي محاله!
يه نفر كه خيلي خوبه، پيش ِ آينه روسفيده!
هيچكسي اونُ تا امروز، حتا توي خواب نديده!

خوب ِ خوب ميشناسمش!
از گـُـل ِ ياس ِ تنش!
سازا مهموني دارن،
پُشت ِ چين ِ پيرهنش!

يه نفر هست! يه نفر هست كه شبيه من ُ ما نيست!
اوني كه حتا نظيرش، تو تمام ِ قصه ها نيست!
يه نفر كه سبزه سبزه! يه نفر كه نابه نابه!
تو دلش كوره ي خورشيد، تو چشاش سيل ِ مذابه!
يه پريزاد ِ زلاله كه فقط من اون ُ ديدم!
اون تويي كه من يه عمره، نازت ُ به جون خريدم!

خوب ِ خوب ميشناسمت!
از گـُـلِ ياس ِ تنت!
سازا مهموني دارن،
پُشت ِ چين ِ پيرهنت!
 
تقدیم به مهناز متقی دستجردی عزیزم
سال نو مبارک
+ نوشته شده توسط مهناز متقی دستجردی در و ساعت |