![]() |
![]() |
|
| وبلاگ شخصی مهناز متقی دستجردی |
|
وقتي هستي همه دردام رو فراموش مي كنم جاي فانوس با يه فوت خورشيد رو خاموش مي كنم وقتي نيستي تك و تنها مي شينم رو به خودم به صداي هق هقم تو آينه گوش مي كنم تو كدوم حنجره موندي اي ترانه ي نجيب ؟ از كدوم قله رسيدي ؟ آشنايي يا غريب ؟ مثل بغضي واسه گريه ، مثل قصه واسه خواب مثل حوا ، واسه آدم جرأت چيدن سيب از شكستن تا سرودن هميشه يه گريه راهه قصه ي سكوت رو فرياد قصه ي چاله و چاهه رد شو از پل سكوتم تا ضيافت ترانه دوباره پلنگ قلبم فكر دزديدن ماهه با تو رد مي شم از آواز غزلسوز سراب با تو من جون مي گيرم توي ترانه هاي ناب بگو تو كدوم ترانه مي رسي به داد من ؟ اي هميشه ناسروده ! اي هميشه بي جواب ! بگو با كدام غزل طلسم كهنه مي شكنه ؟ رمز برگشتن تو كجاي قصه ي منه ؟ از كدوم پنحره مي شه چش به راه تو نشست ، وقتي كه فاصله اندازه ي تن با پيرهنه ؟ از شكستن تا سرودن هميشه يه گريه راهه قصه ي سكوت رو فرياد قصه ي چاله و چاهه رد شو از پل سكوتم تا ضيافت ترانه دوباره پلنگ قلبم فكر دزديدن ماهه
.: مهناز متقی دستجردی :. .: مهناز جان دوستت دارم ( امیر ) :.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهناز متقی دستجردی |
|
|
از كدوم روز، از كدوم شب، از كدوم قلـّه رسیدی؟ كه با اعجاز ِ حضورت، من ُ از نو آفریدی! بی تو روشن بودم اما، مثل ِ فانوس توی آفتاب! سست ُ خالی مثل ِ نقش ِ سایه یی افتاده بر آب! تو شروعی تازه بودی، روزنی رو به ترانه! فصل ِ آغاز ِ ظهور ِ واژه های عاشقانه! من زمین خورده ام! ای عشق! وقتِ جنگ ِ تن به تن نیست! این شكست ُ می پذیرم، من ِ من شبیه ِ من نیست! فصل ِ معراج ِ شكوفه! فصل ِ رستاخیز ِ جنگل! من ُ از خزون رها كن! من ُ تازه كن از اوّل! از كدوم باغ، از كدوم شهر، از كدوم جاده رسیدی؟ كه با گوشه ی نگاهت، من ُ از نو آفریدی! برای كشف ِ سكوتت، تا كجا باید سفر كرد؟ واسه خوندن از تو باید، چن تا حنجره خبر كرد؟ باید از كدوم پرستو، راه ِ چشم ِ تو ر ُ پرسید؟ با كدوم معجزه می شه تو رُ از خود ِ تو دزدید؟ .: مهناز متقی دستجردی :. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهناز متقی دستجردی |
|
|
ياس از گلوت روئيده! عطر صدات پيچيده! صدا به اين سرسبزي، كي ديده؟ كي شنيده؟ مثل يه فصل تازه، اومدي بي اجازه! دست تو از كوه يخ، آتشفشون مي سازه! تو يه رنگين كموني، كه سرزده توي شب! كبريتُ آتيش بزن، تا گــُم نشه راه لب! توي صدات صداي، هلهله ي بچه ها! وقت پرسه تو پاييز، خش خش برگ زير پا! توي صدات صداي، تپيدن دل من! عزيزم! گاهي وقتا به خواب من سر بزن! معجزه م ُ باور كن، با يه نگاه ساده! بيا تا سطر ناب شعراي بي اراده! سكوت تو سقوطه، برگ من از درخته! غزل بي تو يه جمله س با واژه هاي اَخته! نذار كه گـُم بشم تو، خاطرات نخ نما! چن تا گريه مونده تا ديدار بعدي ما؟ توي صدات صداي، هلهله ي بچه ها! مث پرسه تو پاييز، خش خش برگ زير پا! توي صدات صداي، تپيدن دل من! عزيزم! گاهي وقتا به خواب من سر بزن! - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - خداحافظ!خداحافظ! سلام خوب ديروزم بدون من تا ته دنيا به آتيش تو مي سوزم خداحافظ!خداحافظ! هميشه همدم و همراه دليل بغض بي وقفه ، دليل هق هق گهگاه خداحافظ!خداحافظ! عزيز خسته از تكرار نگو تقدير ما اين بود ، محاله بعد از اين ديدار خداحافظ!خداحافظ! سيه پوش سراپا نور شروع ناب هر شعري ، تو اي نزديك دورادور خداحافظ غزلساز طناب و شاخه و رؤيا صداي ناب روييدن ، غريق عاشق دريا خداحافظ!خداحافظ! گل اردي بهشت من پر از نام زلال توست ، كتاب سرنوشت من اي گل باران نويس اين كوير بي بهار اي چراغ روشن شب گريه هاي انتظار آخرين برگ تمام قصه هاي ناتمام اي غزال پر غرور دشت سبز بي حصار خداحافظ!خداحافظ! دليل تازه بودن ها خداحافظ!خداحافظ! تمناي سرودن ها خداحافظ!خداحافظ! سفر خوش ! راه رؤيا باز پس از تو قحطي لبخند ، پس از تو حسرت پرواز خداحافظ...
.: مهناز متقی دستجردی ( اصفهان - قائمیه) :. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهناز متقی دستجردی |
|
|
تو مث یه قصه هستی که پر از نور ِ و آهنگ یا مث یه نقاشی که پر ِ از ترانه س و رنگ تو مث یه باغ می مونی که پر ِ درخت سبزه یا مث یه سیب سرخ که پر ِ از شعره و مزه تو مث نبض ترانه پر ِ حرفی واسه گفتن تویی که پر از صدایی واسه تا ابد شنفتن تو مث ابری می مونی که محبت رو می باره تو مث یه آسمونی تو شبای پر ستاره تویی که یه دریا هستی پر سخاوت تا همیشه عشق تو تو خاک قلبم کرده خونه زده ریشه -------------------------------------------------------------- اگه این سیلاب اشک امون بده قصه رو برات تا آخر می خونم رفتی از خونه ی قلب من چرا تو بگو دلیلش تا بدونم توی یکی از کوچه های شهر پیر من تو همدل و هم قدم شدیم توی بوسه گاه عشق بی نظیر گاهی از مرزش زیاد و کم شدیم اما تا نهال عشق اومد کمی جون بگیره تو لب خندون داس بوسه دادی به تنش حال این عکس قدیمی تو که داره شعله می گیره بدنش .: مهناز متقی دستجردی :. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهناز متقی دستجردی |
|
|
خط قرمزُ بکش رو تن این شب پر از غم - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - با اینکه باز تن تگرگ آزرده می کنه گلُ
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مهناز متقی دستجردی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به نام خداوند بخشنده مهربان
این جانب مهناز متقی دستجردی ساکن اصفهان (خیابان قائمیه) و دارای مدرک کارشناسی کامپیوتر این وبلاگ را به تمامی دوستداران ادبیات و فرهنگ ایرانی تقدیم میکنم. |
|
RSS
|